دست خودت نیست زن كه باشی
گاهی دوست داری تكیه بدهی..پناه ببری..ضعیف باشی..
دست خودت نیست زن كه باشی
گاهگاه حریصانه بو میكنی دستهایت را
شاید عطر مردانه اش لا به لای انگشتانت جا مانده باشد..
دست خودت نیست زن كه باشی گاهی رهایش میكنی و
پشت سرش اب می ریزی
و قناعت میكنی به رویای حضورش
به امید اینكه خوشبخت باشد!
دست خودت نیست زن كه باشی
همه دیوانگی های عالم را بلدی!!!!
|
+|
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 23:41  توسط باران مهر
|